انسان

انسان برای من فوق العاده موجود مهم و پراهمیتی است چون خودم انسان هستم و موضوع انسان نیز برای مطالعه جالب است. حوزه و موضوع مطالعاتم را انسان انتخاب کرده ام و اینک پنج سالی است که از سال ۱۳۹۰ حوزه تخصصی علم آموزی خود را نیز انسان انتخاب کرده ام، انسان شناسی را نه با نگاه مردم شناسی بلکه با نگاه شناخت فردی که فراتر از نگاه روان شناسی است انتخاب کرده ام و شاید ترکیبی از دو علم انسان شناسی و روان شناسی و ترکیب این دو با معرفت شناسی و روح شناسی برایم جالب است، پس من به دنبال انسان شناسی از نوع دیگری هستم. یعنی انسان از منظر خالق او، حال هر اسمی روی آن بگذارید.
انسان برای من موضوع جذابی برای مطالعه است، اگرچه سعی کرده ام که با ترکیب انسان شناسی، روان شناسی و مدیریت که حاصل ۲۵ سال تلاش دانشگاهی من بوده به دشته ای دست یابم که به آن “مدیریت توسعه استعدادها” می گویم و در حال حاضر تز دکتری خود را در این رشته نوپدید متمرکز کرده ام، ولی باز تمام تلاشم شناخت انسان است و ویژگی های بی نهایت زیبا و پیچیده این موجود پیشرفته آفرینش.
چون انسان دینی و معتقد به خداوند هستم مسلما انسان شناسی دینی برایم جذابیت فوق العاده ای دارد. ولی با روش های شناختی دیگری نیز دست و پنجه نرم می کنم، انسان شناسی شناختی، انسان شناسی فرهنگی، انسان شناسی هوشمند، انسان شناسی روان شناسانه نیز از رویکردهای مورد علاقه من است.